استنلی کوبریک

استنلی کوبریک

۱۳۰۷/۰۵/۰۴
شهر نیویورک ، نیویورک ، ایالات متحده

استنلی کوبریک

۱۳۰۷/۰۵/۰۴
شهر نیویورک ، نیویورک ، ایالات متحده

بیوگرافی

استنلی کوبریک در منهتن شهر نیویورک در سادیه گرتروود (پرولر) و یعقوب لئونارد کوبریک ، پزشک متولد شد. خانواده وی مهاجران یهودی بودند (از اتریش ، رومانی و روسیه). استنلی علی رغم نمرات ضعیف در مدرسه ، هوشمندانه محسوب می شد. پدر کوبریک به امید اینکه تغییر در مناظر باعث پیشرفت تحصیلی شود ، او را در سال 1940 به پاسادنا ، کالیفرنیا فرستاد تا در کنار عموی خود ، مارتین پرولر بماند. برای بازگشت به برانکس در سال 1941 برای سال گذشته خود در مدرسه گرامر ، به نظر می رسید تغییر کمی در نگرش یا نتایج او وجود دارد. جک به امید یافتن چیزی که مورد علاقه پسرش باشد ، با نتیجه مطلوب ، استنلی را به شطرنج معرفی کرد. کوبریک با اشتیاق به بازی رفت و خیلی سریع بازیکن ماهر شد. شطرنج در سالهای بعد ، اغلب به عنوان ابزاری برای مقابله با بازیگران بی پروا ، بلکه به عنوان یک نقوش هنری در فیلم های او تبدیل به وسیله مهمی برای کوبریک می شود.

تصمیم جک کوبریک برای دادن دوربین به فرزندش برای سیزدهمین سالگرد تولد وی ، حرکتی حتی عاقلانه‌تر نیز خواهد بود: کوبریک عکاس مشتاق شد و غالباً در نیویورک برای گرفتن عکس از او عکس می گیرد که او را در اتاق تاریک یک دوست قرار می دهد. کوبریک پس از فروش یک عکس ناخواسته به مجله نگاه ، شروع به معاشرت با عکاسان کارکنان خود کرد و در هفده سالگی به عنوان یک عکاس کارآموز شغلی به او پیشنهاد شد.

در چند سال آینده ، کوبریک تکالیف منظمی را برای "نگاه" داشت و به یک فیلم سینمایی ناخوشایند تبدیل می شد. كوبریک به همراه دوست الكساندر سینگر ، برنامه ای را برای فیلمبرداری در نظر گرفت و در سال 1950 پس انداز خود را برای ساخت مستند روز جنگ (1951) فرو برد. این به دنبال چندین مستند کوتاه سفارش داده شده (پرواز پرواز پاد (1951)) و (دریانوردان (1953)) ، اما با جذب سرمایه گذاران و بازی های شطرنج در مرکز پارک ، کوبریک توانست ترس و هوس (1953) را در کالیفرنیا بسازد.

فیلمبرداری این فیلم تجربه خوشی نبود؛ ازدواج کوبریک با دلبند دبیرستانی توبا متز در تیراندازی زنده نماند. با وجود بررسی های مختصر برای خود فیلم ، کوبریک برای استعدادهای بارز کارگردانی اش اعلامیه های خوبی دریافت کرد. دو فیلم بعدی کوبریک Killer Kiss (1955) و The Killing (1956) او را مورد توجه هالیوود قرار داد و در سال 1957 کرک داگلاس را در مسیرهای افتخار (1957) کارگردانی کرد. داگلاس بعداً با ابراز امیدواری مبنی بر اینکه کوبریک از مقیاس پروژه دلسرد شود ، از کوبریک خواست تا تولید اسپارتاکوس (1960) را به دست بگیرد. این در حالی نبود که: کوبریک مسئولیت این پروژه را بر عهده گرفت و ایده ها و استانداردهای خود را بر این فیلم تحمیل کرد. بسیاری از اعضای خدمه از سبک او ناراحت بودند: فیلمبردار راسل متی از تهیه‌کنندگان شکایت کرد که کوبریک وظیفه خود را برعهده گرفته است. پاسخ کوبریک این بود که به او بگوییم در آنجا بنشیند و کاری نکند. متی رعایت کرد و با کمال تعجب به خاطر فیلمبرداری خود جایزه آکادمی دریافت کرد.

پروژه بعدی کوبریک کارگردانی مارلون براندو در جکهای یک نگاه (1961) بود ، اما مذاکرات متوقف شد و خود برندو به کارگردانی خود فیلم پایان داد. ناامید از هالیوود و پس از یک ازدواج ناموفق دیگر ، کوبریک به طور دائم به انگلستان رفت و از آنجا که همه فیلم های بعدی خود را ساخت. با وجود اخذ مجوز خلبانی ، کوبریک از پرواز می ترسید.

نخستین فیلم در انگلیس کوبریک لولیتا (1962) بود که با دقت ساخته شد و راهنمایی شد تا تابلوهای سانسور را که در آن زمان قدرت آسیب رساندن به موفقیت تجاری یک فیلم را داشتند ، توهین نکند. دکتر استرنجلوف (1964) برای کوبریک خطر بزرگی بود. قبل از این ، "هسته ای" موضوعی برای کمدی تلقی نمی شد. کوبریک که در ابتدا به عنوان درام نوشته شده بود تصمیم گرفت که بسیاری از ایده هایی که او نوشته بود بسیار خنده دار باشد که جدی گرفته شود. موفقیت انتقادی و تجاری فیلم به کوبریک اجازه داد آزادی مالی و هنری برای کار روی هر پروژه ای که می خواست ، کار کند. تقریباً در این زمان ، تمرکز كوبریک متنوع شده است و او همواره در مراحل مختلف توسعه چندین پروژه خواهد داشت: "ماه آبی" (داستانی درباره اولین فیلم بلند پورنوگرافی هالیوود) ، "ناپلئون" (زندگینامه تاریخی حماسی ، كه پس از ضرر استودیو در همین زمینه رها شد). پروژه ها) ، "Wartime Lies" (بر اساس رمان لوئیز بیگل) و "راپسودی" (یک هیجان روانشناختی).

فیلم بعدی که او به پایان رساند همکاری با نویسنده علمی تخیلی Arthur C. Clarke بود. 2001: ادیسه فضایی (1968) به عنوان بهترین ساخته شده تا کنون مورد ستایش بسیاری قرار می گیرد. مورد علاقه فرقه فوری ، آن را برای بسیاری از فیلم های علمی تخیلی که به دنبال آن ، استاندارد و لحن را تنظیم کرده است. كوبریك این مسئله را با A Clockwork Orange (1971) دنبال كرد ، كه به دلیل جنجالی كه به وجود آورد ، با Lolita (1962) رقیب شد - این بار نه تنها برای تصویربرداری از رابطه جنسی ، بلکه همچنین از خشونت. باری لیندون (1975) نقطه عطفی در زندگی حرفه ای و خصوصی وی بود. اکنون خواسته های بی امان وی از تعهد و کمال بازیگران و خدمه افسانه ای شده است. از بازیگران خواسته می شود ده‌ها بار بدون وقفه انجام دهند. کوبریک با فیلمبرداری از داستانی در ایرلند که شامل ارتش بود ، گزارش هایی دریافت کرد که IRA او را هدف احتمالی اعلام کرده است. بی درنگ تولید به خارج از کشور منتقل شد و تمایل کوبریک برای حفظ حریم شخصی و امنیت باعث شد که وی از آن زمان به بعد به عنوان سرگرمی در نظر گرفته شود.

کوبریک پس از کارگردانی دنباله فیلم The Exorcist (1973) ، فیلم ترسناک خود را ساخت: The Shining (1980). باز هم ، شایعات در مورد خواسته های بازیگران و خدمه منتشر شد. استفان کینگ (که رمان آن بر اساس فیلم ساخته شده است) بنا به گفته ها ، سازگاری کوبریک را دوست ندارد (در واقع ، او بعداً فیلمنامه خود را که به عنوان فیلم The Shining (1997) فیلمبرداری شده بود) می نویسد.

کارهای بعدی کوبریک به خوبی فاصله داشته است: هفت سال قبل از انتشار کامل کت فلزی (1987) بود. در این زمان ، کوبریک با فرزندان متاهل بود و به طور گسترده خانه خود را بازسازی کرده بود. یکی از منتقدین به عنوان طرف تاریک داستان انسان گرایانه افلاطون (1986) ، کامل جک فلزی (1987) میراث کوبریک را به تحسین منتقدان جدی و سودآوری در گیشه ادامه داد.

در دهه 1990 ، کوبریک همکاری دوباره یا دوباره و دوباره با برایان آلدیس در فیلم علمی تخیلی جدید به نام "هوش مصنوعی (AI)" را آغاز کرد ، اما پیشرفت بسیار کند بود ، و پیش زمینه تا زمانی که فن آوری جلوه های ویژه به دست آمد کوبریک می خواست استاندارد باشد.

کوبریک به پروژه های درون توسعه خود بازگشت ، اما با تعدادی از مشکلات روبرو شد: "ناپلئون" کاملاً مرده بود ، و "Wartime Lies" (که اکنون به نام "مقالات آریایی" خوانده می شود) کنار گذاشته شد وقتی استیون اسپیلبرگ اعلام کرد که وی لیست شیندلر را هدایت می کند (1993 ) ، که بخش عمده ای از همان مواد را پوشانده است.

در حالی که کارهای پیش تولید در "AI" با هم خزیدند ، کوبریک "راپسودی" و "فیلم آبی" را ترکیب کرد و پروژه بعدی خود را با عنوان Eyes Wide Shut (1999) با بازی در نقش تام کروز و نیکول کیدمن که در آن زمان ازدواج کرده بود رسماً اعلام کرد. پس از دو سال تولید تحت امنیت و حریم بی سابقه ، این فیلم با استقبال جدی و قطبی قطبی منتشر شد. كوبریک ادعا كرد كه این بهترین فیلم تا به امروز بوده است.

در همین حال ، فناوری جلوه های ویژه به سرعت بالغ شده بود ، و کوبریک بلافاصله شروع به کار فعال در A.I. هوش مصنوعی (2001) ، اما به طرز غم انگیزی دچار حمله قلبی مرگبار در خواب در 7 مارس 1999 شد.

پس از مرگ کوبریک ، اسپیلبرگ فاش کرد که این دو دوست هستند که اغلب با احتیاط در مورد هنر فیلم سازی ارتباط برقرار می کردند. هر دو به میزان زیادی احترام متقابل به کارهای یکدیگر داشتند. "AI" اغلب مورد بحث قرار می گرفت. کوبریک حتی پیشنهاد کرد که اسپیلبرگ باید آن را کارگردانی کند زیرا این نوع پروژه بیشتر بود. براساس این رابطه ، اسپیلبرگ به عنوان کارگردان فیلم انتخاب شد و آخرین پروژه کوبریک را به پایان رساند.

چه مقدار از دید کوبریک در پروژه به پایان رسیده است - و آنچه او در مورد این فیلم فکر می کند که در نهایت منتشر شد - آخرین رمز و رازهای غیرقابل پاسخ نهایی در زندگی این فیلمساز با استعداد و خصوصی خواهد بود.

جزئیات

نام
استنلی کوبریک
تولد
۱۳۰۷/۰۵/۰۴
محل تولد
شهر نیویورک ، نیویورک ، ایالات متحده
مرگ
۱۳۷۷/۱۲/۱۶ (سن: 70)
محل مرگ
هارپندن ، هرتفوردشایر ، انگلیس ، انگلستان (دلایل طبیعی)
نام مستعار
SK
قد
5 '6½ "(1.69 متر)