اولریش موه

اولریش موه

آبراهام لینکلن پولونسکی
۱۳۳۲/۰۳/۳۰
شهر نیویورک ، نیویورک ، ایالات متحده

اولریش موه

آبراهام لینکلن پولونسکی

۱۳۳۲/۰۳/۳۰
شهر نیویورک ، نیویورک ، ایالات متحده

بیوگرافی

نویسنده-کارگردان آبراهام لینکلن پولونسکی ، یکی از برجسته ترین قربانیان لیست سیاه هالیوود کمونیست ها و مترقی های اجتماعی در دوره پس از جنگ جهانی دوم ، در 5 دسامبر 1910 در نیویورک نیویورک به دنیا آمد. پولونسکی یک مارکسیست بدون ساختار ، هرگز عضویت خود را در حزب کمونیست پنهان نکرد. (در واقع ، این در دوران جنگ جهانی دوم توسط دولت فدرال شناخته شده بود ، هنگامی که او عضو OSS مشغول به کار در فرانسه با مقاومت بود ، با توجه به این اتهام که کمیته فعالیتهای مجلس نمایندگان آمریکا و آمریکا چندان علاقه ای به این کار ندارند) کمونیست ها و هموطنان "فراری" را به عنوان ترقی خواهان ائتلاف FDR علناً اعتقادات خود را به شکلی از مجازات عمومی رد می کنند.) پس از اینکه توسط همکار سابق OSS نامگذاری شد عضو استرلینگ هایدن ، خود Polonsky در سال 1951 قبل از HUAC ترتیب داده شد. پس از مخالفت با کمیته با امتناع از نام بردن ، وی 17 سال در لیست سیاه قرار گرفت. صنعت فیلم آمریکا -

به عنوان کارگردان و فیلمنامه نگار ، پولونسکی "نویسنده" سه نفر از فیلم های بزرگ ساخته شده در قرن گذشته بود: بدن and Soul (1947) (فیلمنامه ؛ به کارگردانی عضو CPUSA رابرت راسن ، که حرفه خود را با "نامگذاری نام" حفظ کرد) ، Force of Evil (1948) (که او نوشت و کارگردانی کرد) ، و شانس علیه فردا (1959) (که او با استفاده از یک جبهه نوشت)

پولونسکی در سیتی کالج نیویورک (CCNY) انگلیسی تحصیل کرد و پس از مدت کوتاهی به عنوان یک دریانورد بازرگانی ، به کلمبیا رفت. دانشکده حقوق. پدر پولونسکی می خواست که وی حرفه ای داشته باشد و او قانون را بر پزشکی ترجیح داد. پولونسکی جوان می خواست نویسنده شود ، و او ضمن تدریس در قانون کلمبیا ، انگلیسی را در CCNY تدریس می کرد ، اما این قانون اولین کار او بود. پس از فارغ التحصیل شدن در رشته حقوق کلمبیا ، وی به عنوان یک وکیل دادگستری بدست آمد ، که با کمال تعجب منجر به حرفه وی در فیلمنامه نویسی شد.

گرترود برگ ، نیروی خلاق پشت نمایش محبوب رادیویی "گلدبرگ" (که بعداً به تلویزیون انتقال یافت) ، مشتری شرکت او بود. پولونسکی که به یک اپیزود مستلزم داشتن حرکات قانون نیاز داشت ، به عنوان یک متخصص به برگ اختصاص یافت. برگ چنان تحت تأثیر قرار گرفت كه پولونسكی صحنه ای را به وزیر امور خارجه اختصاص داد ، او او را به عنوان یكی از نویسندگان خود استخدام كرد. بنابراین ، در سال 1937 ، با یک مسیر اصلی که توسط پدرش مشخص شده بود ، و می خواست پسرش یک حرفه ای باشد ، نه یک نویسنده ، پولونسکی در راه تبدیل شدن به یک فیلمنامه نویس و کارگردان نویسنده داغ اسکار داغ و اسکار بود.
پولونسکی سرانجام برگ را ترک کرد و یک سازمان کارگر شد. در سال 1939 ، پس از ساماندهی کارفرمایان کارخانه در یک کارخانه جنرال موتورز در نزدیکی خانه خود در Briarcliff ، نیویورک ، او مدیر آموزشی کنگره سازمان صنعتی ، فدراسیون بزرگ کارگری برای کارگران ماهر ، در پایدار نیویورک شد. پولونسکی در حالی که به عنوان یک سازمان کار کار می کرد ، نخستین رمان خود را با عنوان "The Kudves" (رونقان) نوشت ، رمانی که با نژادپرستان ، تندروها و روشنفکران ناامید در شهر نیویورک سروکار داشت. این کتاب توسط ناشر اختیاری بود که متأسفانه از کار خارج شد. تا امروز منتشر نشده است. با این حال ، او به عنوان رمان نویس شروع به شکوفایی کرد: سیمون و شوستر رمانی را که همزمان با آن نوشت ، "غاز پخته شده است" منتشر کرد و در سال 1942 ، و براون کوچک داستان ماجراجویی دریایی خود "دریای دشمن" را منتشر کرد که در اصل بوده است. سریال در "مجله Colliers".

Paramount به پولونسکی علاقه مند شد و به او پیشنهاد داد. با این حال ، به عنوان یک ضد نازی اختصاصی ، پولونسکی مصمم بود که با وجود اینکه به دلیل کم بینایی از خدمت سربازی رد شد ، در جنگ خدمت کند. استخدام شده توسط O.S.S. (احتمالاً به دلیل سوابق کمونیستی وی ؛ گفته می شود که در طول جنگ جهانی دوم ، کمونیست ها به دلیل گرایش به اسرار و فداکاری به ایدئولوژی خود بهترین عوامل مخفی را ساخته اند). وی با پارامونت قراردادی را امضا كرد كه پس از جنگ وی را به عنوان یك شغل تضمین می كرد و سپس قبل از خدمت به فرانسه به عنوان واسطه با زیرزمین فرانسه به لندن فرستاده شد.

بازگشت از جنگ جهانی دوم ، پولونسكی نویسنده اصلی سر پارامونت را بیگانه كرد. هنگامی که او شکایت کرد که رئیس نامزد خود او را طولانی نگه داشته و منتظر جلسه اولیه آنها باشد. نویسنده سر نخی به او مارلین دیتریش potboiler گوشواره های طلایی (1947) به عنوان اولین تکلیف فیلمنامه نویسی خود ، و گرچه او اعتبار صفحه نمایش را دریافت کرد ، اما ادعا کرد که هیچ چیزی که او نوشت ، آن را به صفحه نمایش نمی دهد. او پارامونت را ترك كرد تا با تولیدات جان جان گارفیلد شغل خود را كه فلسفه جمع گرایانه ای شبیه به تئاتر قدیمی گروه در برادوی داشت ، كنار بگذارد. جولیوس گارفلینك سابق (گارفیلد) عضو بوده است. گارفیلد چپ بود ، اگرچه عضو حزب کمونیست نبود ، اگرچه مدیر رابرت راسن ، که عضو CPUSA بود ، استخدام کرد. پولونسکی ، که در دوران افسردگی پیوسته بود.

با کار از فیلمنامه پولونسکی ، راسن فیلم درام کلاسیک بوکس بدن و روح را ضرب و شتم کرد (1947 ) Polonsky در واقع در مجموعه مجاز بود (یک اتفاق معمول برای صنعت فیلم نیست) و به طور جدی توصیه های راسن را ارائه داد. برخی منتقدان ، Polonsky را به عنوان "همکار" می دانند ، ادعایی که Polonsky با عنوان "هیچ کس" را رد کرد ، "او گفت ،" همکار رابرت راسن تصویر " با این حال ، در فضای جمع گرایانه استودیو ، او توانست بر مفهوم راسن از "یک پایان شاد" غلبه کند و اطمینان حاصل کند که پایان خودش بخشی از تصویر است. پولونسکی نامزد اسکار برای فیلمنامه اش برای این فیلم بود که چندی پس از انتشار آن توسط سینا ها مورد استقبال قرار نگرفت. گارفیلد Polonsky را به کارگردانی تشویق کرد ، تحولی که فیلمنامه نویسی از آن آسایش پیدا کرد ، زیرا این امر باعث می شود کنترل بیشتری بر فیلمنامه خود داشته باشد و به او امکان دهد دقیقاً همانطور که او دید ، دید خود را روی پرده سینما ببرد. پولونسکی با تطبیق رمان جنایتی در سال 1940 "مردم تاکر" ، Force of Evil (1948) را نوشت و به کارگردانی کرد. فیلم نوآر همیشه


با بسته شدن زمان تولید ، Enterprise ورشکسته شد و Metro-Goldwyn-Mayer به اندازه کافی تحت تأثیر قرار گرفتن این عکس قرار گرفت ، هرچند که کیفرخواست سخت وی از تجارت بزرگ ، سرمایه داری و سیاسی بود فساد فنجان چای لوئیس بی مایر نبود. MGM در اصل تصویر را به عنوان نیمه پایین لایحه دو برابر شده برای فصل کریسمس رها کرد. این نوآر کلاسیک ، با ادعای جامعه سرمایه داری ، دقیقاً کرایه کریسمس نبود ، و همانطور که رابرت آزبورن گفت ، فیلم های Turner Classic Movies به سرعت اعلام شد. فراموش شد تا دوباره در اوایل دهه 1960 کشف شد. حداقل یک نسل کلاسیک محسوب می شود و تأثیر زیادی در Francis Ford Coppola 's پدرخوانده (1972) ، که معادله جرم با تجارت و تجارت با رفتار مجرمانه 24 سال قبل در اولین پولسکی پخش شده بود. در یک خسارت بزرگ سینمای آمریکا ، نخستین تلاش Polonsky به مدت 20 سال آخرین کارگردانی وی بود.

هر دو بدن و روح (1947) و Force of Evil (1948) درباره اثرات مضر ماتریالیسم بر روح است ، همانطور که هر دو شخصیت اصلی (هر دو توسط جان گارفیلد که در اوج استعداد خود فعالیت می کند) به دلیل وسوسه پول های بزرگ با از دست دادن روحشان روبرو می شود. در واقع ، به راحتی می توان فهمید که چرا محافظه کاران از Force of Evil (1948) توهین می شوند ، زیرا به احتمال زیاد رادیکال ترین فیلم اکران شده است. از جریان اصلی هالیوود ، و مطمئناً توسط مارکسیسم مطلع شده است.

لیست سیاه که پس از ظهور همکاری غیرقانونی خود قبل از HUAC در آوریل 1951 ، در لیست سیاه قرار گرفت ، پولونسکی شانس کارگردانی فیلم دیگری را تا سال 1968 نداشت ، وقتی که او به تولید نسخه تجدیدنظرخواه غربی پرداخت. به آنها بگویید ویلی پسر اینجا است (1969) ، که وی به کیفرخواست نسل کشی تبدیل شد. اگرچه او فیلمنامه ها را نوشت و از طریق جبهه ها (معروف ترین آن ، با کیفرخواست نژادپرستی شانس در مقابل فردا (1959) به کارگردانی Robert Wise ، تا سال 1968 بود که او به یک فیلم اعتبار داده شد ، برای فیلمنامه < تفسیر دون سیگل در مورد فساد پلیس ، مادگان (1968). پس از انتشار بازبینی شده "ویلی پسر ، "پولونسکی وارد منطقه" فیدلر در پشت بام "شد و با سلامتی بیشتری از عینک کرل زوم پرفدشتلین (1971) کمک کرد. به پزشک خود گفته است که قلب او نمی تواند فشار کارگردانی فیلم را بگیرد ، بنابراین از آن قسمت از کار خود کنار رفت ، اگرچه او تا آخر عمر به نوشتن فیلم نامه ها ادامه داد -



نظر مخالف خبرگان HUAC پس از آن تبدیل شد r تاریخچه ویکتور ناموسی در سال 1980 با نام "نامگذاری نام" ، Polonsky توسط محققان سینما دوباره کشف شد. با این حال ، او موضع ناامید کننده ای را برای کسانی که می خواستند فیلم هایی را که از فیلمنامه های جلوی او تولید شده بود ، اخراج کردند ، اثبات کرد. به همین ترتیب با موضع خود 40 سال قبل ، هنگامی که او از "نام بردن نام" خودداری کرده بود ، پولونسکی از استناد به تصاویری که از او نوشته شده یا نام بردن جبهه هایی که برای فیلمنامه های جلوی خود در روزهای لیست سیاه استفاده کرده بود ، خودداری کرد. وی گفت که این سخنان را به آقایان داده است که به اعتماد به نفس آنها خیانت نمی کند و در واقع او از استناد به کار ناشناس خود امتناع ورزید زیرا احساس می کرد این امر به عهده خود به مردانی که در طی دوره سخت به او کمک کرده اند برمی گردد ، زیرا این امر باعث می شود که اعتبار آنها برای کار محروم شود. پولونسکی با حسن نیت با آنها چانه‌زنی کرده بود و یک مرد اصولگرا ، از بازگشت به قول وعده خود به آنها امتناع ورزید. name / nm0005563؟ ref_ = nmbio_mbio "> ایروین وینکلر فیلمنامه خود را برای گناهکار توسط سوء ظن (1991) سالم ساخت تا این شخصیت را بازی کند رابرت دنیرو لیبرال و نه کمونیست. وی همچنین در اعتراض به آکادمی هنرهای تصویر حرکت و اعطای جایزه آکادمی افتخاری به کارگردان الیا کازان ، که برجسته ترین افرادی که قبل از HUAC "نامگذاری کردند".

ابراهیم پولونسکی در 26 ژوئن 1999 در اثر حمله قلبی در بورلی هیلز ، کالیفرنیا ، درگذشت ، و متقاعد شد که وی از تاریخ تبرئه شده است. او به عنوان نویسنده سه فیلم کلاسیک که در تاریخ سینما زندگی می کنند ، درست بود

جزئیات

نام
اولریش موه
نام شناسنامه
آبراهام لینکلن پولونسکی
تولد
۱۳۳۲/۰۳/۳۰
محل تولد
شهر نیویورک ، نیویورک ، ایالات متحده
مرگ
۱۳۸۶/۰۴/۳۱ (سن: 54)
محل مرگ
بورلی هیلز ، لس آنجلس ، کالیفرنیا ، ایالات متحده (حمله قلبی)
نام مستعار
آبه
قد
6 '0½ "(1.84 متر)