هوبرت سلبی جونیور

هوبرت سلبی جونیور

۱۳۰۷/۰۵/۰۱
بروکلین ، نیویورک ، ایالات متحده آمریکا

هوبرت سلبی جونیور

۱۳۰۷/۰۵/۰۱
بروکلین ، نیویورک ، ایالات متحده آمریکا

بیوگرافی

نویسنده آمریکایی وی در شهر نیویورک فرزند هوبرت و آدالین سلبی متولد و بزرگ شد. پدر وی دریانورد بازرگان و معدنکار ذغال سنگ سابق اهل کنتاکی بود که در منطقه رد هوک بروکلین ساکن شده بود. هوبرت سرخ پس از شروع جنگ جهانی دوم به دریایی بازرگان بازگشت ، جایی که در سال 1944 هوبرت جونیور از وی پیروی کرد. او قبل از رها شدن سن 15 سالگی در مدارس مختلف ایالتی نیویورک از جمله پیتر استوووزانت بالا شرکت کرده بود. در سومین سال حضور در دریا ، سلبی سل را بست. به او گفت که تنها چند ماه برای زندگی داشته است ، او را از کشتی خود بیرون آورده ، در برمن آلمان سوار کرد و به آمریکا منتقل شد. در بیمارستان دریایی نیویورک ، وی با داروی تجربی ، استرپتومایسین و تحت عمل جراحی قرار گرفت و 10 دنده برداشته شد تا جراحان بتوانند روی ریه های خود عمل کنند (یکی از اینها به هم ریخته بود). درمان استرپتومایسین او را نجات داد اما او را با مشکلات حاد ریوی که برای بقیه عمر خود باقی مانده بود ، رها کرد. وقتی که بعد از سه سال از بیمارستان خارج شد ، به مورفین وابسته بود. با این حال ، طلسم در بیمارستان نیز اولین فرصت را برای خواندن جدی به او داده بود و او تصمیم گرفته بود كه نویسنده باشد. او برای اولین بار در سال 1949 ازدواج کرد ، اما بدون داشتن مدرک تحصیلی ، هیچ تجربه کار در خارج از نیروها و بیماری شدید وی چشم انداز شغلی وی ضعیف بود و به همین دلیل او در خانه ماند تا دختر خود را بزرگ کند در حالی که همسرش در یک فروشگاه کار می کرد. در این دوره او با چندین نویسنده از جمله گیلبرت سورنتینو و امیری باراکا آشنا شد که تلاشهای ادبی او را تشویق می کردند. در دهه 1950 او دارای مشاغل پی در پی بود - منشی ، تحلیلگر بیمه ، نویسنده مستقل مستقل ، مأمور پمپ بنزین - در حالی که مشغول کار بر روی مجموعه ای از داستان های کوتاه به نام "ملکه در مرده" بود بر اساس افرادی که در کافه هایی در نزدیکی پایگاه ارتش ملاقات کرده بود. در بروکلین چندین مورد از این داستانها در مجلات ادبیات كوچك از جمله "بررسی کوه سیاه" ، "مسیرهای جدید" و "بررسی Provincetown" ظاهر شد. تصمیم دومی در سال 1961 برای چاپ داستان خود "Tralala" (در مورد تجاوز به باند و قتل یک روسپی) آن را در یک محاکمه ناپسند درگیر کرد: این سردبیر به دلیل فروش ادبیات مستهجن به خردسال دستگیر شد. پرونده بعداً با تجدید نظر رد شد. وقتی مجموعه داستانهای آزادانه به عنوان "آخرین خروج از بروکلین" شکل گرفت ، امیری باراکا پیشنهاد کرد که سلبی با استرلینگ لرد ، عامل جک کرواک تماس بگیرد. این کتاب توسط گروو پرس (که او نیز آثار ویلیام اس. برووس را چاپ کرده بود) در سال 1964 منتشر شده است. گرچه نظر انتقادی به شدت تقسیم شده بود ، اما این کتاب از آلن گینزبرگ تحسین کرد به عنوان اثری که "هنوز در صد سال با اشتیاق خوانده می شود. " هنگامی که حق چاپ بریتانیا توسط ماریون بویارز و جان کالدر خریداری شد ، نسخه خطی به مدیر دادرسی های عمومی ارسال شد. پاسخ وی بی فایده بود و این کتاب با نقدهای مطلوب و فروش نزدیک به 14000 نسخه منتشر شد. سپس مدیر كتابفروشی بلكول در آكسفورد به اتمام رسید و گرچه DPP هنوز از عمل به پیگرد قانونی خودداری كرد ، در ژوئیه 1966 توسط سر سیریل بلك ، نماینده محافظه كار ویمبلدون ، قبل از دادگاه دادستان مارببورو خیابان آغاز شد. پس از بازگرداندن حكم گناه ، دادستان عمومى طبق بند 2 قانون انتشارات ناشناخته اقدامی انجام داد.در دادگاه ، در دادگاه اولد بیلی لندن ، شاهدان دادسرا ناشر سر باسیل بلكول ، و شاهدان دفاع از علما را در دست داشتند. 'آل الوارز' (II) و پروفسور فرانك كرمود (كه كتاب را با دیكنز مقایسه كرد). هیئت منصفه کاملاً مرد بود ، قاضی گراهام ریجرز دستور داد که زنان "ممکن است از خواندن کتابی که با همجنسگرایی ، روسپیگری ، مصرف مواد مخدر و انحراف جنسی خجالت زده است شرمنده شوند". این دادگاه به مدت 9 روز به طول انجامید و اگرچه حكم گناهی برگردانده شد ، در اوت 1968 تجدید نظر توسط وكیل و نویسنده جان مورتیمر سرانجام موفقیت آمیز بود ، كل پرونده نمایانگر نقطه عطف در قوانین سانسور انگلیس بود. تا این زمان ، این کتاب 33000 نسخه چاپی و 500000 جلد کاغذی را فقط در آمریکا فروخته بود. در همین حال ، مبارزات سلبی با وابستگی ادامه یافت ، و در سال 1967 وی دو ماه در زندان به خاطر داشتن هروئین گذراند. اندکی پس از این او موفق به ترک اعتیاد خود توسط بوقلمون شد. در سال 1969 ، سلامتی ضعیف وی که دیگر قادر به تحمل شدت زمستان های نیویورک نیست ، وی به جنوب به غرب هالیوود نقل مکان کرد ، جایی که تا زمان مرگش زندگی می کرد. موضوع كتابهای او غیرقابل انكار بود: دومین رمان وی با عنوان "اتاق" (1971) با خیالات جنسی سادیستی یك مرد زندانی ناعادلانه روبرو شد و انتقام از دو پلیس كه او را دستگیر كردند ، ترسیم كرد. "دیو" (1976) در مورد مردی بود كه وسواس جنس وحشیانه ، بی عشق و "ركیمی برای رویا" (1978) درباره اعتیاد به مواد مخدر داشت. دومی در 6 هفته پس از یک دوره تقریباً کشنده سینه پهلو نوشته شده است. با بزرگتر شدن سلبی ، سرعت نوشتن او کند شد: وقتی در سال 1986 مجموعه داستانهای کوتاه "ترانه برف خاموش" منتشر شد ، برخی از آنها به 20 سال می رسد. او دو رمان بعدی به نامهای "درخت بید" (1998) و "دوره انتظار" (2001) و همچنین همکاری در زمینه اقتباسی روی صفحه نمایش "رکورد یک رویا" نوشت. در زمان مرگ وی مشغول تدریس نوشتن خلاق به صورت نیمه وقت در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود.

جزئیات

نام
هوبرت سلبی جونیور
تولد
۱۳۰۷/۰۵/۰۱
محل تولد
بروکلین ، نیویورک ، ایالات متحده آمریکا
مرگ
۱۳۸۳/۰۲/۰۷ (سن: 75)
محل مرگ
لس آنجلس ، کالیفرنیا ، ایالات متحده (بیماری مزمن ریوی)